بازم دلم گرفته
دیگه خسته شدم از بس دردی که ازارم میده تو دل نگه داشتم
میگم و میخندم اما ته دلم بغض کهنه امونم نمیده
از کجای این دنیا هراسونم؟ خودم هم نمی دونم
زندونیه توهماتم شدم و دیگر راه نجاتم نمونده
من شکستم عهدی که بستم با خودم
دوباره در رو برای غم باز کردم تا مثل همیشه به خونه ی دلم سر بزنه
دنبال نیستی میگردم ولی ......


