گناه من تمنای دلی بوده که اکنون جز پوسیدگی برایم نگذاشته
چه کسی فهمید برای چه هم اکنون نابودم
چه کسی متوجه شد لبخندم برای همیشه محو است
گاه و بی گاه به سراغ غم خانه می رفتم اما هیچ گاه نمی دیدم این خانه جز مردابی شوم نیست
ساده بودم آری اما لیاقت من شلاق دردناک خیانت نبوده
کجایی ای دل ساده لوحم که خود را حرم بیگانه ای کردی که هیچ گاه مقدسیت عشقت را درک نکرد
اکنون که زیر لگد نیش خندها و زخم زبون هایش نابود شدی چگونه می خواهی خود را پذیرای نگاهی تازه کنی
حال که پرونده ی دلت تیره شده چگونه می خواهی رو به خدا کنی و از او طلب اجابت کنی؟
زنده بودنم مرگه .. بدون تو اه عشته .... واسه من
وجود من مال تو .....قلب تو هم مال من .... عزیزم
رفتن تو مرگ منه .... دستای تو تو دستمه .... نگو که باید جدا شیم .... نبود تو نبودمه
بدون تو کم میارم..... تا پای جون دوستت دارم ....اگه تو از من جدا شی .... امید موندن ندارم
واسه باتو بودن .... زندگیمو باختم .... یه کلبه ای از عشق ..... واسه ی تو ساختم من
عاشق تو بودم.... عاشق تو هستم .....درای دلم رو.... روی همه بستم من
.
.
.
.
این شعر رو از وبلاگ دوست عزیزم ملینا دزدیم![]()


