تبليغاتX
.::.شبگرد تنها.::.



به کدامین گناه چنین اسیر می خونه ی دل گشتم

گناه من تمنای دلی بوده که اکنون جز پوسیدگی برایم نگذاشته

چه کسی فهمید برای چه هم اکنون نابودم

چه کسی متوجه شد لبخندم برای همیشه محو است

گاه و بی گاه به سراغ غم خانه می رفتم اما هیچ گاه نمی دیدم این خانه جز مردابی شوم نیست

ساده بودم آری اما لیاقت من شلاق دردناک خیانت نبوده

کجایی ای دل ساده لوحم که خود را حرم بیگانه ای کردی که هیچ گاه مقدسیت عشقت را درک نکرد

اکنون که زیر لگد نیش خندها و زخم زبون هایش نابود شدی چگونه می خواهی خود را پذیرای نگاهی تازه کنی

حال که پرونده ی دلت تیره شده چگونه می خواهی رو به خدا کنی و از او  طلب اجابت کنی؟

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/10/22ساعت 23:24 توسط شبگرد |




< / html >

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس