زندگی درس ها به من داده که شاید بزرگترین مدرسه هم نتونه اونو تدریس کنه
من با غم هم خونه شدم .
مدت هاست که هیچ کس به کلبه ی غم خونه ی من سری نزده.
شاید تقدیر زمونه باشه ولی نمی دونم به کدامین گناه دارم زخم حقارت رو می کشم.
چه لذتی داره برا آدما؟؟؟ وقتی با زخم زبوناشون با حرفاشون با نیش هاشون دلی رو می شکونن و زندگی کسی رو نابود می کنن.
ای خداوندگار زمین و اسمون تو بزرگی و بی نیاز ، برای همینه که تنهایی .
اما من حقیرم و کلی درد و نیاز دارم ، جای یه زخم کهنه هنوز تو دلم هست ، نمی تونم تنها باشم ، به مرهم نیاز دارم اما...
کدوم دوست مرهم دلم میشه؟؟؟؟
هر کی هست به جای مرهم ، نمک می پاشه و تنهام میزاره میره
و باز هم پی می برم فقط غم وفا داره.
بی وفا رسم وفا از غم نمی آموزی چرا؟؟؟
غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر می زند
ای غم بگو از دست تو اخر کجا باید شدن
در گوشه ی می خانه هم مارا تو پیدا می کنی.....


