سخن از هر چه به این جماعت گفتم همه بیهوده ز وجودشان گذشت.
هیچ کس رفتنم را حس نکرد , هیچ یک بودنم را درک نکرد . شاید در این هیاهوی غم واره ی دلم کسی در این کلبه ی تنهایی وجودم , اندکی از نبودم رنجیده باشد .
تشنه ی دیدارتم در دلم آشوبی برپاست از آرزوی حضورت .
از نزدیکانت حضورت را خواستار شدم . گفتند می آیی ولی کی ؟
شنیده ام وقتی بیایی جبهه ای راه اندازی می کنی بین حق و باطل
میدانی چه شده؟ دیگر توانی برای جدایی این دو نمانده . همه دم از حق می زنند و جامعه را پر از خون بیگناهان کرده اند.
به وجودیتت قسم هیچ کس به جز تو که همه تشنه ی حضورتیم نمی تواند دنیا را از این توهمات حق و باطل نجات دهد .
دیگر صبری برای انتظار نمانده . دیگر توانی برای نظاره ی این همه ستم و سکوت در برابر ظالم نمانده .
تو را قسم به لیله الرغائب, قسم به تمام روزه داران این روز عظیم , قسم به این لحظه ی اذان و افطار بیا که دنیا در انتظار توست. بیا و با وجودت زمین و زمان را منور کن .
شب آرزوی همگیتون مبارک . به امید رسیدن به تموم آرزوهاتون...


